تبليغاتX
کوچ نگاه

کوچ نگاه

 

تا حالا شنیدین که بعضی ها می گن می شه با یه نگاه عاشق شد؟

می دونم که حتماشنیدین و حتما دیدین.

شاید شما هم یکی از اون کسایی باشین که با یه نگاه عاشق می شن.

در هر صورت اگه درست باشه که آدم می تونه با یه نگاه عاشق بشه اگه

این نگاه فردا به یکی دیگه نگاه کنه لابد دوباره عاشق می شه!

پس باید یه کاری کرد.

باید اون چشمی رو که با یه نگاه عاشق می شه رو کور کنیم

و گرنه هر روز عاشق یکی می شه.

یا باید

اون چشمی که با یه نگاه عاشق می شه رو آزاد بزاریم تا هر روز

عاشق یکی بشه.

شما نظرتون چیه؟

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 10 دی1386 13:43 توسط مهسا |


 

راستی عشق چیست؟

این واقعیت کرانه ی ناپیدا این حقیقت وصف ناشدنی چیست؟

تاکنون چه کسی ،کدام عشقی، کدام معشوقی توانسته است از عشق

چنان که باید سخن گوید و از کوتاهی خویش به شرم نشیند؟

عشق کاری است فراخور مردان

مرد می طلبد

صاحب همت می خواهد

ناز پروردگان را در این وادی پر هول و خطر جایی و مکانی نیست.

سست پایان و ستویان و بزدلان را در این میانه راهی نیست.

 

+ نوشته شده در دوشنبه 10 دی1386 13:42 توسط مهسا |


 

روز اول نمی تونه تو چشات نگاه کنه

روز دوم زیر چشمی نگاهت می کنه

روز سوم تو چشمات خیره می شه

روز بعد هر چی تو دلش بهت می گه

روز ... تو رو همراز خودش می دونه و همه ی اسرارش رو بهت می گه.

روز ... نمی تونه ازت دل بکنه ... خلاصه عاشقت می شه.

نمی دونم چه روزی چه جوری ورق بر می گرده.

روز اول دیگه نگات نمی کنه

روز دوم دیگه دوستت نداره

روز سوم تو خیابون با یکی دیگه می بینیش

روز ... ازت متنفر می شه

روز ... ازش دلیل می پرسی می گه اونی که می خواستم نبودی.

اینه داستان عشق همه می دونن همه حفظ شدن همه ...

ولی هر روز هزار دختر و پسر دوباره می نویسنش.

+ نوشته شده در دوشنبه 10 دی1386 13:33 توسط مهسا |


 

برایش بنویس دوستت دارم

آخه می دونی آدما گاهی اوقات خیلی زود حرفا شونا از یاد می برند

ولی یه نوشته به این سادگیا پاک شدنی نیست!

گر چه!

پاره کردن یه کاغذ از شکستن یه قلب هم ساده تره

ولی تو بنویس ...

تو بنویس ...

+ نوشته شده در دوشنبه 10 دی1386 13:32 توسط مهسا |


 

به که باید دل داد؟

به که باید پیوست؟

و به چشمان که باید خندید؟

به نسیم گذرا

به گل اطلس و یاس سفید

به کبوتر حرم

یا به مهتاب خدا؟

به که باید پیوست؟

به عبور گل سرخ

یا به تکرار نگاه

یا صدای نفس چلچله ها

یا به یک برگ خزان دیده سرد؟

به که باید دل داد؟

به یک مرد بزرگ

یا به یک کودک شیطان شرور

یا به یک نغمه شاد؟

به که باید پیوست؟

به یک رود زلال

یا به یک رشته پیچیده کوه

یا به یک کوچ پر از عشق پرستوی قشنگ؟

به که باید خندید؟

به نگاه تر یک پروانه

یا به یک شعله مستانه شمع

یا به یک روشنی تار دل دیوانه؟

به که باید خندید؟

به که باید پیوست؟

+ نوشته شده در دوشنبه 10 دی1386 13:14 توسط مهسا |


 

یه عمری همه ی دنیا رو گشتم

به دنبال یه عشقه صادقونه

یه عشقی که بسازه دل رو از ما

بشه تنها چراغ تویه خونه

یه عمری پی عشق بی هوس دویدم

به دنبال یه عشقه بی بهونه

یه عشقی که بشه مرهم زخمام

نشه بدتر نمک رو زخم کهنه

تو شبهایی که جای دستای پر مهر

چیزی به جز یه دنیا اشک ندیدم

یکی اومد که دوست داشتن می فهمید

منو از منه خسته جدا کرد

یکی اومد که با احساس پاکش

تموم زخمامو یهو دوا کرد

تو وقتی که همه تنهام گذاشتن

با لبخندش منو از من جدا کرد

برای عاشقی عشقمو دادم

خیال کردم فقط عشقه می مونه

ولی جای تموم اون همه عشق

واسم موندش فقط بغض شبونه

برای عاشقی ما کم نذاشتیم

خدا هم خوب اینو خودش می دونه

با اینکه دلم رو همه شکستن

میخونم باز هنوزم عاشقونه

می خونم با خودم دیگه بریدم

دیگه به آخر جاده رسیدم

+ نوشته شده در دوشنبه 10 دی1386 13:12 توسط مهسا |


 

یک شب تو اوج با هم بودن تنهام گذاشتی

یک شب تو اوج خواستن ازم متنفر شدی

یک شب تو اوج صداقت زیر همه ی حرفات زدی

یک شب تو اوج دلدادگی دل ازم بریدی

آره عزیزم...

یک شب تو اوج رفتن بودی و

حتی رد پاتم واسه چشمام جا نذاشتی. (مارمولک)

آه دلو سوزوندی!

آه چرا نموندی؟

+ نوشته شده در دوشنبه 10 دی1386 13:9 توسط مهسا |


 

صبر كن عاطفه دلگیر شود بعد برو

یا كمی از تو دلم سیر شود بعد برو

صبر كن طفلك نوخواسته ی عاشقی ام

زندگانی كند و پیر شود بعد برو

تازه از راه رسیدی به سفر فكر نكن

باش تا وقت سحر دیر شود بعدبرو

تازه عاشق شده ام من به دلم رحمی كن

باش تا عشق زمین گیر شود بعد برو...

 


 

+ نوشته شده در دوشنبه 10 دی1386 13:6 توسط مهسا |


 

آره زندگیم همینه دیگه چاره ای ندارم

صبح تا شب این شده کارم

یا تو باشی و بخندم

یا نباشی و ببارم ...

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 10 دی1386 13:0 توسط مهسا |


 

هرگز نمی دانیم که می رویم.وقتی روانه ایم در به شوخی می بندیم،

سرنوشت در پی ما می آید و کلون در را می اندازد

و ما را دیگردیداری نیست ...

+ نوشته شده در دوشنبه 10 دی1386 12:57 توسط مهسا |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

سلام
من مهسا 17 سالمه
بچه اصفهانم
سال دوم دبیرستان
از این که به من سری زدی ممنونم
اومدی اینجا سعی نکن چیزی رو کپی کنی چون مجبور می شی سیستمتو ریست کنی
اگه منو قابل دونستی حتما نظر بده
امیدوارم خوشت بیاد
قربون همگیتون


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

86/10/01 - 86/10/30




پیوندها

farinaz
ahmad
amir
پرشین وبلاگ
چراغ کی خاموشه؟؟
ki rap 2ost dare??...biyad in to
jigare too!!
sms.jok...bekharo bebarrrrr
chat ro0ooo00ooo0o0o bahal


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS